دُرج
X
تبلیغات
زولا

دُرج
وب نوشت سعید فانیان 
اشتراک گذاری
معرفی سایت برای دوستان
گالری عکس


برای نمایش تصاویر گالری کلیک کنید


 دومین سفر عمو به تهران در سال 1345 انجام شد. سفرهای عمو از آن لحاظ اهمیت دارد که بخوبی نکات ریز اجتماعی و تحولات مدنی را در ذهن و یاد دارد و ما را با حال و هوای مقطع مورد بحث آشنا می کند . از سفر اول عمو تا سفر دوم او به تهران حدود 15 سال گذشته بود و در این پانزده سال ایران بویژه تهران با تغییرات و تحولات بسیاری همراه شده بود .افزایش فروش نفت و قرار گرفتن آن به عنوان محور و قلب درآمد و اقتصاد کشور و تمایلات شدید غربی شاه سمت و سوی جدیدی را در مسیر حرکت کشور گشوده بود، جابجایی ها ،مهاجرتها و اختلاف طبقاتی همچنین ظهور طبقه جدید در همین سالها شکل گرفته بود و در حال سرعت گیری بود این بار تهران رشد جمعیتی و وسعت جغرافیایی زیادی یافته و در اوج جابجایی و استقرار مهاجرین از شهرها و روستاهای کشور بود . در این مقطع جمعیت شهر ها رو به افزایش بود ولی هنوز 60 درصد ازجمعیت کشور را روستائیان تشکیل میدادند .

در حالی که در سفر اول (سال 1331 )جمعیت تهران اندکی بیش از یک میلیون نفر بود در سال 1345 به دو میلیون و هفتصد هزار نفر رسیده بود در این سال (1345) طبق سرشماری 54 درصد از ساکنین تهران را متولدین شهرستانها (مهاجرین )تشکیل می دادند. اتفاقا تعدادی از اقوام نزدیک عمو بویژه چهار برادر زاده و دو خواهر زاده اش نیز در این سالها به تهران مهاجرت کرده بودند و او این بار بیشتر میهمان آنها بود که هرکدام کاری را پیشه کرده بودند و در مجموع روزگاری قابل قبول داشتند. خواهر زاده ها و برادر زاده ها ی عمو بیشتر در بازار تهران مشغول بودند و در مناطق نواب و خیابان ژاله منزل داشتند. این بار چون عمو هم تجربه بیشتری داشت و هم میزبانان و راهنماهای متعدد  ،بازدیدهای بیشتر و متنوع تری از تهران به عمل آورد.

به دلیل حضور تعدادی از دوستان و نزدیکان در بازار پاتوق عمو طی روزهای حضور در تهران مغازه اکبرآقا یکی از خواهر زادگانش در بازار بود به همین دلیل بارها از میدان بزرگ و قدیمی توپخانه (امام خمینی )رفت و آمد و دیدن کرد، از ساختمان تازه تاسیس و شانزده طبقه پلاسکو در چهار راه اسلامبول که در آنزمان گفته می شد بلند ترین ساختمان تهران است دیدن کرد و بارها برای انجام فریضه نماز به مسجدشاه (امام خمینی ) بازار رفت همچنین ازساخت و سازهای خیابان  تازه تاسیس آیزنهاور  (آزادی )که همان ادامه راه کرج بود بازدید کرد و مجموعه میدان و بنای یادبود شهیاد (آزادی ) را دید که در حال ساخت بود ،مظاهر جدید تعلیم و تربیت ،مدارس و دانشگاه ها در گوشه وکنار شهر به چشم می خورد و تعداد آنها رو به افزایش بود با اینهمه جمعیت باسوادان کشور حدود 21 درصد بود .

یکی از برادر زاده ها یک روز تعطیل او را به پیست اسکی تازه تاسیس آبعلی در نزدیکی تهران برد ، عمو بخوبی مظاهر غربی ،ماشین های مدل بالا ، خانم های بی حجاب با پوشش های متفاوت و مدهای غربی را در آنجا دید ،در فاصله ای که تهران را ندیده بود ، شرکت واحد اتوبوس رانی در تهران تشکیل شده بود آنزمان در کنار اتوبوس های معمولی اتوبوس های دو طبقه که اتفاقا دیدنی و سوارشدنشان به یاد ماندنی بود بکار گرفته شده بود ، صدای رادیو ایران در مناطق مختلف به گوش میرسید ،تلویزیون نیز از سال 1337 (مهرماه )با سرمایه گذاری فردی بنام ثابت پاسال و با عنوان تلویزیون ایران شروع بکار کرده بود و اینک روزی چهار ساعت از حدود ساعت 18 به بعد برنامه پخش میکرد .زمینه های تاسیس رادیو تلویزیون ملی ایران نیز فراهم شده بود و از نیمه دوم همین سال (1345 ) تلویزیون ملی ایران شروع بکارکرد .

تلفن در تهران روبه گسترش بود و تا آنجایی که عمو به یاد دارد شماره ها پنج رقمی بودند  و می شد با شماره 08 بعنوان کد و مرکز خدماتی شماره تلفن درخواستی را از آن سوال کرد، اما آن روز ها تداخل امواج و قاطی شدن خط های تلفن ،صف های مسافران تاکسی و دیر آمدن اتوبوس های واحدبه عنوان واقعیت های روز تهران دستمایه برنامه های طنز رادیو و سوژه روزنامه ها بویژه دستاویز مجله معروف و فکاهی روز یعنی مجله توفیق شده بود . عمو هنوز چند شماره از توفیق آنروزها را نزد خود دارد .

عمو در این سفر موفق شد برای اولین بار به سینما برود و از نزدیک فیلمی از سینمای ایران را ببیند ، اتفاقا در آن سال هنوز فیلم گنج قارون در یکی دو سینما اکران می شد ، گنج قارون در سال ۱۳۴۴ به نمایش درآمده ببود و با فروش حدود ۱۰ میلیون ریال (یک میلیون تومان ) در آنزمان به عنوان پرفروش ترین فیلم سال و شاید از معروفترین و پر فروش ترین فیلم های قبل از انقلاب معروف شد، آقا رضا برادر زاده عمو او را برای دیدن فیلم به  خیابان لاله زار مرکز و کانون نمایش فیلم ها و تئاترها ی آن زمان برد .عمو علاوه بر داستان اصلی فیلم بقول رسانه های امروزی حاشیه های این تماشا را بخوبی به یاد دارد مثل صف خرید بلیط، قطع نمایش فیلم در وسط نمایش برای تعویض حلقه فیلم توسط آپاراتچی و فروش آجیل و ساندویچ در سالن سینما  ،او هنوز تشویق های کم نظیر تماشاگرانی که با هم ذات پنداری یا تخیل شیرین خود محمدعلی فردین بازیگر نقش اصلی را که با صدای ایرج (خواجه امیری )گنج قارون نمیخوام را میخواند و سخاوتمندانه گنج را می بخشید و زندگی کارگری و مردمی را همراه با قناعت ترجیح می داد تشویق می کردند فراموش نمی کند .

[ سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ سعید فانیان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 216954